
میگما من از هزکی میشنوم میگن یه لقمه نون
میرن خاستگاری میگن لقمه نونی هست میگذره
میرن سره کار واسه یه لقمه نون
اما پس نمیدونم اینهمه چشمو هم چشمی
اینهمه ماشین گرون قیمت
اینهمه فرق طبقاتی
از کجاس
یعنی نون بالا شهریا گرون تر از پایین شهریاس
یا نه
اصلا پایین شهریا نون ندارن
چرا یادمون میره ما دنباله یه لقمه نون بودیم
چرا دزدی چرا دروغ
کا همه دنبال یه لقمه نون حلال باشن کاش .. .. ! 

میگن تو شهره قصه
پر از خوبی و فرشته
هیچکی غمی نداره
هیچ ماتمی نداره
تو دله هیچ جونی
غصه که راه نداره
اما دنیای ما چه دوره
از دنیا قصه ها
هر کسی تو دلش هس
پر از غمو و غصه ها
کاشکی دلمون بشه
مثله همه ماهیا
که هیچ غمی ندارن
مثاله پروانه ها
همش فکره فرارن
منم می خوام پر بکشم
بر بشم ستاره
تو آسمون دوباره
با ناز و یه باره
داد بزنم آهای پری یه قصه ها
منم بشم یه کاره .....![]()
بچه ها میگم واقعا تولد چیه اجباره ؟؟
محکومیت ؟؟
شانس ؟؟
بخت یا اقبال !!!
یعنی اینم یه بلیته بخت آزماییه ؟
نه بابا پس چرا از من نپرسید می خوام بختمو ازمایش کنم یا نه !!!
میگن هر کسی یه هدیه بش میده خدا وقتی دنیا میاد
چرا هدیه من این درده لعنتیه ![]()
اما در هر صورت خودارو شکر هستیم
نفسی میکشیم
باز هم بیا با هم فوت کنیم از نفسه وجود بر شمع میلاد
شمع میلاده زندگیه سیاه من
نمی دونم من چه مرگمه همیشه روزه تولدم دلم میگیره ؟؟؟؟؟
همه سال دیونما یه تختم کمه
ارهه دیگه خودم دارم میگم یه تختم کمه دیگه ......
سبب دوست چه ها کردم ولی افسوس
ز خانه و ز دوست جدا کردم ولی افسوس
همه دم یادش بودمو یادش همه دم بر من
ولی این یار دو رو زما برگشت ولی افسوس
کاش زمانی ز عمر بر میگشت به دوران قدیم
حیف که قافله زنجیرش همین است ولی افسوس
من که از اطراف خود بی خبرو نا اگاهم
همه دست به دشمنی ز من بستن ولی افسوس
شب ز اصرار همه درده من آگاه است
گر چه شب هم ز کار اطراف من در عجب و افسوس است
من ز دیدار همه بیزارم کاش بشود دمی بفهمد که منم
از همه افسوس دلم بر کار او در عجبم ..... ولی افسوس نمی فهمد
بچه که بودیم همه درد دلامونو با مامنمون می کردیم
بزرگترین دردمون نخریدن پفکو بستنی بود
الان چی ....
همش درده همش
همش قصه
می گما یه روز میشه همش بخندی ؟؟
نه !!
چرا دلت نمی خواد بخندی ؟
می دونیه چیه بزرگ شدی بخندی می گن دیونس الکی می خنده!!
چیه آخه خنده واسه آدم بزرگا نیس خودمون خواستیم نباشه مگه نه !!
پس توش حرفی نیس گله ای هم نیس
دوسته من با تمامه بزرگیت لحضه ای کودک باش
تا یادت نره چرا می خندیدی ؟
لا اقل از نوشته های من قشنگتره >>
-----------------------------------------
درونم از غصه و ماتم
مثال روح بی خوا ب است
دلم غمگین
تنم سنگین
سرابی در چشم رنگین
خودم شرمگین
از این ننگی که در خواب است
الهي تا زمان باشد تو باشي
زمين و آسمان باشد تو باشي

نوشتت خیلی زیباس ( س . ص )
اینم جوابه من :
آه آری آسمان من سیاه زشت پلید
ای آسمان چرا تنهایم نمی زاری
تا من باشمو باشمو
یک کلبه در این دنیای کثیف

به آینده ات بنگر
عشقت تو و او ما خواهید شد . . .
و از ما افراد دیگر پدید خواهند آمد . . .
تنها زمانی که ذره ای خیانت نکنید !!!
و تنها دقدقه معشوقه ات خیانت است !! ![]()

آری آن زمان که دلش خانه ی امنی برای من بود تنها
.
.
تنهای تنها
.
.
با یک حرف بر سرم خراب شد .

